اهـورا

 






14 June, 2004

هنر نزد ايرانيان است و بس !؟

----------------------------------------------------------------------------------------
حرفهائي به بهانه ي جلسه ي سخنراني " پدرام رضايي زاده " در مورد ( ادبيات داستاني در وب )نشست حاشيه اي جشنواره وب
----------------------------------------------------------------------------------------


جشنواره جوانان ، وبلاگها و جامعه اطلاعاتي - با تمام حرف و حديثهاي گوناگون بكار خود پايان داد. ظاهرا علاقه ي وافر ايرانيان به شعر و شاعري اين روزها هر حركت حرفه اي ديگر را تحت الشعاع خود قرار داده و زياد هم براي دست اندر كاران مهم نيست كه مجال ، درك و بررسي شعر و كارنامه ي شعري سراينده در محيط و تخصص مجري و برگزار كننده ي ان قبيل مسابقات و گرد هم آييها و تشكلها قرار دارد يا خير .
در حاشيه ي جشنواره ي وب كه به همت سازمان ملي جوانان و پرشين بلاگ بر گزار گرديد مسابقه ي ادبي در نظر گرفته شد . گويا مجريان اين طرح منظورشان از ادبيات تنها شعر بوده است و زمينه هاي ديگر ادبي از جمله داستان نويسي و موارد تخصصي ديگر مانند نقد ادبي را فراموش كرده اند كه اين موجب اعتراض جمعي از نويسندگان و منتقدين گرديد و تو ضييحات مجريان نيز كارساز نبود.
در آخرين روز جشنواره برنامه سخنراني " پدرام رضايي زاده " با عنوان ( ادبيات داستاني در وب ) بر گزار گرديد و نگارنده با اعلام قبلي سخنران در اين نشست حاضر شدم.
پدرام رضايي زاده نويسنده و منتقد جوان و فعال و بي حاشيه اي است كه در مطبوعات قلم ميزند و خود از جمله وبلاگ نويسان آشناي ادبي است.



جلسه ي سخنراني وي با اشاره اي كوتاه به آفرينش دمكراتيك آغاز شد و در ادامه به شاخه هاي نقد ادبي و ادبيات داستاني رسيد. اشاره مستقيم رضائي زاده تاثير ادبيات داستاني و ترجمه در روند شكل گيري ادبيات مدرن و جريانات پيشرو ادبي از دوران مشروطه به بعد و كمرنگ بودن نقش شعر ( بر خلاف ادبيات كلاسيك ايران )در اين جريان بود.وي با اشاره به جملات " سارتر " در مورد امكان تعهدات ادبي در نثر و احتياج جامعه به داستان تا شعر و جملات " دكتر حق شناس " مبني بر سنتي و قبيله اي بودن جامعه ي شعر محور و نگاه رو به آينده ي جامعه ي داستان محور - تاكيد بر توجه بيشتر جامعه ي امروزي به ادبيات داستاني داشت.
اشاره ي ديگر رضايي زاده قابل فهم بودن شعر براي افراد عامي ، وجود دور تسلسل در جريانات مدرن از دوران مشروطيت تا حال ، رونق داستان مدرن با ورود پديده ي چاپ به ايران ، عدم پيگيري حركتهاي ادبي جوانان بلاگر از سوي بزرگان ، عدم حضور بزرگان ادبيات در دنياي مجازي و يا داشتن حضوري كمرنگ، گستر دگي كانونهاي ادبي و خروج محوريت بزرگان از جمعهاي ادبي بودند.
نكته ي ديگري كه رضايي زاده به آن اشاره كرد نبود نقد ادبي مستقل در در نشريات ادبي اين روزها بدليل وجود حلقه هاي ادبي و نوعي يار گيري گروهي بود.به اداعاي وي محيط مجازي وبلاگها موقييت خوبي براي نقد اساسي و حرفه اي صرف اثر ايجاد كرده است.وي همچنين از ديد منفي و محكوم كردن منتقدين ادبي در اين روزهاو جدي نگرفتن منتقدين جوان گله داشت و بر چسبهائي مانند كوتوله هاي ادبي كه از سوي عده اي به منتقدين زده ميشود را نكوهش كرد.
اشاره ي بجاي ديگر وي تاكيد وبلاگها بر ايده در مقابل تاكيد جريان ادبيات مدرن امروز كه متكي بر چگونگي است بود. وي تاكيد كرد وبلاگ ها در حرکت به سوی مدرنیسم و احترام به فردیت انسان ها در جامعه ادبی بسیار موثر بودند. به گفته ي وي وبلاگ نوعي تخليه ي فشارهاي جامعه است به همين دليل در صد زيادي از داستانهاي موجود در وبلاگها اروتيك هستند. وي خاط نشان كرد در زمان مشروطیت با ظهور تجدد، نهضت دموکراسی ادبی با هدف ساده فهمی زبان شکل گرفت به این معنی که از زبان فاخر به سوی یک زبان ساده و قابل فهم حرکت کرد و امروزه اين تكرار در وبلاگها بلاي جان نويسندگان شده است. رضايي زاده گفت اگر يك وبلاگ نويس بيش از حد در وبلاگها به زبان اهميت دهد مورد توجه قرار نمي گيرد.

به نظر نگارنده آنچه رضايي زاده به هر دليلي از آن عبور كرد حركت موازي شعر با داستان و ترجمه در ورود تجدد به لايه هاي ادبي ايران مشروطه به بعد بود.حركتي كه در دوران تجدد با ترجمه ي آثار غربي و آثار بزرگاني مانندآخوند زاده و دهخدا- جمال زاده - هدايت - نيما - عشقي و شين پرتو و ديگران همزمان آغاز شد.آيا ميشود مشاركت شاعران در جريان تجدد ادبي را به حساب نياورد ؟ آيا مي توان كار بزرگ نيما در حوزه ي شعر كه شكستن حصارهاي شعر كلاسيك و گشايش راهاي مدرن در شعر با گذشت بيشتر از هزار سال از عمر شعر قدمائي بود را نديد گرفت ؟
نبايد فراموش كرد اين حركت نيما يوشج انقلاب بزرگي در ادبيات مدرن ايران و منشاء تحولات عظيم ادبي بعدي بود.
اما مسئله ي ديگري كه رضائي زاده به آن اشاره كرد قابل فهم بودن شعر براي عوام در تقابل ادبيات داستاني است كه به نظر من جاي ترديد دارد.به نظر ميرسد توده ي مردم تنها به دليل قابل حفظ بودن شعر بخاطر حضور ريتم و هم آوائي آنرا بياد ميسپارند و اكثريت توده از فهم صحيح اشعار شاعران به دليل وجود لطافتهاي زبان شاعرانه ،ايهام ،و چند گونه بودن زبان شعر و جنبه هاي عرفاني موجود در شعر فارسي ( خصوصا اشعار كلاسيك ) كه احتياج به نوعي تفسير و شرح نزول دارد عاجزند و در مقابل قصه ، حكايات ، متل ها ، و داستانها مانند حكايات گلستان سعدي كه خود نوعي ميني مال است به دليل نزديكي به زبان گفتار از اقبال بيشتري براي فهم مخاطب بر خوردار است.بايد توجه داشته استقبال عموم از شعر و به خاطر سپردن آن دليل بر همه فهم بودن آن نيست.




اما ادامه ي جلسه ي سخنراني با پيشنهاد سخنران تبديل به ميز گرد شد و از حضار دعوت شد تا نظرات خود را مطرح كنند.
يكي از حاضرين با اشاره به اينكه نويسندگان وبلاگهاي ادبي توجهي به رسانه بودن اين پديده ندارنداز نداشتن داستانهاي مناسب براي اين فضا انتقاد كرد و پيشنهاد شكل گيري گونه ي جديد داستان مناسب با فضاي اينترنت را داد.مثال جالب ايشان داستانهائي بود كه با اشاره روي يكي از حروف يا جملات داستان به فضاي ديگري در دنياي داستان متصل شويم. اين شركت كننده در پاسخ به حرف هاي رضايي زاده مبني بر عدم پيگيري وبلاگهاي ادبي از سوي بزرگان ، مواردي بدون ذكر نام اشاره كرد كه به ادعاي وي خود براي اساتيد نوشته هاي وبلاگهاي ادبي را ارسال ميكند.وي در ادامه به اينكه وبلاگها هيچ كمكي به ادبيات نكرده اند اشاره كرد و مثال آورد كه بر اساس آمار كسي از طريق وبلاگ ادبي به جمع خوانندگان كتاب اضافه نشده است و تنها درصد خوانندگان كتابي از يك نويسنده بيشتر از قبل شده است.اين شركت كننده و بلاگ را مجالي براي عرضه ي آثار نوشتاري جواناني دانست كه از چاپ كتاب خود به دليل هزينه هاي زياد و عدم پذيرش ناشران عاجزند.
نكته ي عجيبي كه اين شركت كننده در حرفهايش گفت صفت (( بي همه چيز )) براي ناشران بود كه براي من مخاطب شنيدن اين حرف حكم نوعي ناسزا براي اين قشر فرهنگي را داشت و گفتن چنين حرفي در جلسه اي رسمي و عمومي آنهم از شخصي كار كرده و حرفه اي مانند ايشان بسيار تعجب آور بود. در واقع بعد از گفتن اين حرف از وي منتظر توضييح بيشتر ماندم بلكه ايشان بحثي حرفه اي و منطقي را آغاز كند و در آن- هر چند كوتاه - اشاره اي به علل پرهيز انتشار آثار ادبي جوانان از سوي ناشران بشود يا راهكاري عملي و پيشنهادي ارائه شود كه چنين نشد. پيشنهادي هر چند كوچك مانندحمايت ارشاد و يا كانونهاي ادبي از نويسندگان و شاعران جوان و يا اختصاص بودجه و تسهيلات بيشتر براي ناشرانيكه آثار تازه كارها را به چاپ ميرسانند و يا چيزي در اين حدود كه متاسفانه تنها اشاره همان جمله ي عجيبي بود كه به اين بخش فرهنگي و زحمت كش پرتاب شدو من مخاطب با توجه به اينكه اكثريت ناشران ايران در اين بازار بي در و پيكر تجاري كه افق روشني را نمي توان براي هر كاري متصور شد سر مايه هاشان از بين ميرود و انبارهاشان پر از كتابهاي جورا جور نخريده مانده است - اين جمله ي ايشان را مترادف با كسي كه همه چيزش را در راه نشر كتاب از دست داده گرفتم و تمام شد. جسارت ميخواهد در اين بازار عجيب اقتصادي و فرهنگي اين روزها سر مايه اي داشته باشي و به جاي خريد ملك و املاك و ثبت نام ماشين و موبايل آنرا به بازار بي در و پيكر فرهنگي آنهم انتشارات كتاب بياوري با اين اوضاع بگير و ببند ها و دزدي آثار و چه ها .. - بگذريم

ادامه ي اين نشست در حقيقت صحبتهاي بعضا بي ربطي بود كه به دليل برخورد متين و دمكرات سخنران بوجود آمد.حرفهائي دور از موضوع اصلي گرد هم آيي كه ظاهرا گفته هاي آقاي رضايي زاده نيمه كاره رها شد و زمان از دست رفت.
آقاي شركت كننده اي كه ظاهرا شاعر بودند زمان قابل ملاحضه اي از وقت جلسه را از بين بردند تا توضييحاتي بي دليل در مورد كار آمد بودن وبلاگهاي شعرو كامنتهاي آن از بعد نقد بازديد كنندگان در كامنت بدهند كه البته با نيم نگاهي به كامنتهاي موجود در وبلاگهاي شعر ميتوان به نظري مخالف حرفهاي ايشان رسيد چرا كه بيشتر كامنتها يا حال و احوال است يا حرفهاي احساسي و محتوائي ... مابقي حرفهاي ايشانهم تماما توضييح كارهاي شاعري خود ومشگلات دوستانشان بود و تبليغ سايت ادبي تازه كار خود كه حتي متانت سخنران و جسارت نگارنده كه به طعنه آدرس اينترنتي ايشان را خواستمو خنده ي حضار كارساز نشد و كلام ايشان تمام نشدني بود و ادامه ي بحث ايشان به تقسيم بندي وبلاگهاي آشپزي براي خانمها و وبلاگهاي ادبي براي اديبان اختصاص گرفت و اعتراض دوست شركت كننده ي ديگري در مورد بي احترامي به خانمها از سوي ايشان موجب بحث عجيب ديگري شد كه شركت كننده ي شاعر در آن اشاره به ديدن برنامه ي به خانه بر ميگيرديم تلويزيون داشت و علاقه ي و افر خود به قسمت آشپزي اين برنامه ! كه اين حرفهاي بي مورد تنها فضاي صحبتهاي سخنران را تغيير داد و اعتراض او هم ديگر فايده اي نداشت و تنها زمان شركت كنندگان تلف شد.

شركت كننده ي محترم ديگري بحث كار آ بودن خيلي از سايتها و وبلاگهاي آشپزي و امثالهم را براي ادبيات مطرح كردند و معتقد بودند بسياري از وبلاگهاي شعر و ادبي هستند كه هيچ به درد ادبيات نمي خورند و به ادعاي ايشان نويسندگانشان تنها با شعرهاي سخت و پيچيده و زبان پردازي چيزهائي را مينويسند كه هيچكسي از آنها سر در نمي آورد و اين طور كارها تنها مجالي است براي نمايش قدرت زبان پردازي خود و تفاخر شاعر
به اعتقاد اين شركت كننده زبان شعر در وبلاگها بايد به زبان محاوره نزديك شود و دليل ايشان رسانه بودن وبلاگ است و به باور ايشان رسانه بدون مخاطب معني نمي دهد.سئوال ديگر اين شركت كننده اين بود كه اين وبلاگهاي شعري چه كمكي به ادبيات كرده است ؟ اشاره ي ديگر وي آمار وبلاگهاي موجود در كشور انگليس بود كه بنا به گفته ي ايشان از چند هزار وبلاگ موجود در اين كشور تنها تعداد محدودي به شعر اختصاص دارد اما در ايران هر و بلاگي را باز ميكني شاعرند و شعر مي نويسند .

يه نظر نگارنده ي اين خطوط : اولا ما نيامده ايم براي ادبيات كاري انجام دهيم بلكه اين ادبيات است كه قرار است براي ما كاري انجام دهد. شاعر يا نويسنده خيلي زيرك باشد نام خود را در دفتر ادبيات ثبت كند . بنابر اين ادعاهايي اينچنين لباسي است كه براي اندام ما بسيار بزرگ است و حرفهائي است كه راهكار علمي و عملي نخواهد داشت. ياد جمله اي از ( احمد شاملو ) افتادم در جواب " عجم زنده كردم بدين پارسي " حكيم فردوسي طوسي گفت : اين زبان و ادبيات فارسي است كه تو را زنده و شاعر كرد.
دوما ظاهرا اين دوست گرامي وبلاگ ادبي و شعر را با روزنامه اشتباه گرفته است.درست است كه وبلاگ نوعي رسانه است و اين بر عهده ي نويسنده و شاعر است كه با تيز بيني خاص خود كاري در حوصله ي اين پديده ارائه دهد اما كار هنري و خاصه شعر در عين اجتماعي بودن هنري كاملا انتزاعي است و نمي توان از شعر توقع داشت روح كلمات شاعرانه را از بين ببرد و نوعي شعر سفارشي در حد زبان محاوره بنويسد بدليل جذب خواننده و به بهانه ي اينكه كار بي مخاطب كار بيهوده است. درست است كه اكنون زبان ساده و امروزي دستور كار شاعران قرار گرفته است اما اين ساده و راحت نويسي فرق فراواني با آن زبان گزارشي همه فهم روزنامه و رسانه اي دارد. درواقع زبان شعر امروز ايران زباني مابين زبان فهيم و درباري و زبان محاوره ي توده است.ميزان ساده نويسي زبان تعادل است با همان بافت مردمي آن.
اگر به گفته ي اين بلاگر محترم قرار بود ساده نويسي در شعر ، مخاطب و استقبال و اقبال به همراه بياورد چرا اينهمه كتاب شعر كه شاعران آن انواع و اقسام ساده نويسي و ساده انگاري و ساده نگاري و حتي دايره و خطي نويسي و فرم بازي گرافيكي سر شعر خالي كرده اند بدون مخاطب مانده و فروش نمي رود ؟
حتي در نثر و داستانهم مثال مي آورم از صداق هدايت كه در موردبعضي از نويسندگان ميگفت آنها مكتب رئاليسم ادبي را با يك نوع گزارش روزنامه نويسي عوضي مي گيرند و نوشته هاشان خالي از هيجان شاعرانه است.
مخاطب شعر مخاطب خاص است و وبلاگ هم نوعي وسيله براي ارائه ي آثار مانند كتاب - روزنامه - جنگ و هر چيز ديگري است.ميتوان آثار حرفه اي يك شاعر و نويسنده بعنوان ثبت و آرشيو در آن بيايد براي مخاطب حرفه اي و مي توان كارهائي با حال و هواي آن ارائه داد مثل داستانك كه در روزنامه ي همشهري مي آيد اما نمي شود گفت هر كاري در روزنامه مي آيد بايد داستانك باشد.
از طرفي مقايسه ي وبلاگ نويسان انگليس يا هر كشور ديگري با وبلاگ نويسان ايراني مستلزم بررسي فرهنگي و بومي اين دو كشور است.مثلا در صد مطالعه در ايران چقدر است و در آنجا چقدر ؟ يا موضوع مورد علاقه ي مردم ما چيست ؟ يا اينكه چرا زبان فارسي زبان شعر است زبان ايهام و استعاره است زبان غنائي سات ؟وچرا شعر در فرهنگ و زبان ما رسوب كرده و خيلي از حرفهاي ساده ي ما مردم خود شعر است.ما مردم در شادي و غم و عزا و هر چه شعر ي از بر داريم - خوب ما اين ملتيم - با اين شناسه هاي فرهنگي حال اگر روزنامه مي نويسيم همين هستيم - اگر كار هنري ميكنيم و يا وبلاگ مي سازيم و هر چه باورهامان را به آن ميخورانيم.حتي در هنر معماري و فرش ايراني چقدر رد پاي شعر ديده ميشود ؟حتي در سينما ي جهاني شده ي امروز ايران ؟ در واقه شايد اين گستردگي شعر در بين زبان و فرهنگ طبقات مردمي موجب ميشود كه براي هر كاري سراغ شعر برويم.
براي تبليغ كالاهاي تجاري دست شعر را بالا ميبريم - براي سوگواري و جشن شعر ميگوييم - براي جشن وبلاگ نويسان سراغ شعر ميرويم - مهم هم نيست تخصصي داريم يا نه - مدير بانكيم - مهندسيم - مدير شبكه ي مخابراتيم - يا مدير صفحات سينمائي يا موسيقي كاغذي يا اينترنتي يا هر چه - براي شعر و شاعران تكليف مي نويسيم ، نسخه ميسازيم بدون اينكه نظري حرفه اي در آن داشته باشيم يا دست كم دو خط شعر بدرد بخور سراييده باشيم.بحثي را وارد ميشويم كه احتياج به نظري كارشناسانه دارد و در خور اساتيد زبان شناس و شاعران حرفه اي است. در واقع اين زبان گستري و بي زباني شعر ، اين نفوذ شعر درزبان و انديشه و فرهنگ ايرانيان است كه موجب مي شود به گفته ي اين دوست عزيز شركت كننده در سخنراني ، هر كسي شعر بگويد و يا در حوزه ي زبان شعري نظر بدهد بي آنكه صاحب نظر باشد يا حتي سياه مشق شعر كرده باشد.

در ادامه ي جلسه دوستان ديگري نيز نظراتي دادند. يكي از وبلاگ نويسان شركت كننده با اشاره به رسميت جلسه و گله از كساني كه دير رسيده اند و توضييحات پدرام رضائي زاده را كامل نشنيده اند - اشاره ي درستي به كوتاه شدن فاصله ي نويسنده و خواننده با ظهور وبلاگ داشت و شركت كننده ي ديگري اشاره به وجود تشكلهاي همزاد با وبلاگهاي ادبي و خروج اين كانونها از سايه ي پدر خوانده ها و اساتيدي كه جمع مديريت محور بودندداشت و اين اتفاق را به فال نيك گرفت.
و شركت كننده ي ديگري از تاثير وبلاگهاي ادبي بر جدي گرفتن خود و همنسلهايش گفت و به طنز به دوست ديگري كه آمار عدم جذب جوانان به كتاب خوانها ي حرفه اي از طريق وبلاگ را مطرح كرده بود گفت :
بهتر است تا نسل من منقرض نشده است آمار گيران نامم را بعنوان كسي كه از راه وبلاگ به كتاب خواني علاقمند شده است - ثبت كنند !

در پايان جلسه پدرام رضائي زاده صحبت هاي خود را كه ظاهرا ناتمام ماند جمع كرد ودر حاليكه به اين جمله ي" جان بارت" شاره داشت گفت :
« ما بزرگان ادبی خود را فراموش نمی کنیم، آنها را بر دوش خود نمی گذاریم بلکه آنها را زیر ردای خود می گیریم»
اين در حالي بود كه هنوز حرفهاي سخنران جلسه تمام نشده بود آن دوست شاعر شركت كننده كه به آشپزي علاقمند بودند تراكت هاي تبليغاتي سايت خود را پخش مي كردند !

تمام

 Majid | 11:57 AM 


Comments:
Excellent, love it! »
 
Excellent, love it! Dosage information of lamictal
 
Post a Comment




Someone who isn`t like Anyone

شعرهاي محمـد مجيـد ضرغـامي
فرستادن نظرات

آرشيو

...........

با عرض پوزش - :
هرگونه برداشت مطالب اين وبلاگ به هر شكل از اشكال جهت چاپ و انتشار بدون اجازه كتبي صاحب وبلاگ ممنوع است و استفاده اشعار و مطالب در وبلاگ هاو سايت ها با آوردن نام صاحب وبلاگ و گذاشتن لينك اين وبلاگ مجاز است

...........


تورا بخير و ما را بال ِ سنجاقك




(اسم اين كتاب)
(سلطنت ارديبهشت نيست)
شعر و طرح هاي محمد مجيد ضـرغامي
....
مجموعه شعرهاي در دست نشر:
من و گنجشك هاي طبقه ي هفتم برج سفيد / دور دنيا در هشتاد شعر / ( آ ) ي با كلاه / عبور از جهان هاي ذهني

...........



موسسه فرهنگی هنری اهورا


( کانون تبلیغاتی اهورا )

مبتكر باز توليد آثار و تصاوير شاعران كهن و مدرن ايران در قالب پوستر، كارت پستال و تقويم براي اولين بار در ايران
.........................





انتشارات سرزمين اهورايي


ناشر كتاب هاي نفيس، هنري،
ديوان اشعار و كتاب هاي ايرانشناسي، تخت جمشيد و ...


دفتر مركزي:
22866858-22866859-
مرکز پخش:22882011
فروشگاه تجريش:
22720409



..........................




منتخب مصاحبه ها و مقالاتم در مطبوعات:
......

لطفن از حراج شاعر دست بردارید!
( به بهانه حراج وسایل شخصی احمد شاملو توسط فرزند ذکور) - نشریه رویش



ليسبون آخر دنيا است - روزنامه شرق


روزنامه همشهري - چفت و بستي براي بازار آشفته ي مواد فرهنگي


بسوي بيداري علمي - فرهنگي
مجدد آفريقا

ورود ديسکهاي نوري در عصر انفجار اطلاعات

نمايشگاه بين المللي کتاب تهران
در نيمه ي راه!؟

گفتگوئي با خانم «رزا بردي گالييه وا »
قزاقستان چه خبر !؟

به بهانه نمايشگاه کتاب کودکان آفريقائي
سلام بر نايروبي

کتابخانه ي مرکزي دانشگاه تهران
کدام مرکز اسناد !؟

ديروز و امروز حسينيه ارشاد

صداي پاي آب يا غرش سيلاب !؟

از پيروزي تا شيکاگو !
گفتگوئي با« داوود رشيدي »

حرفهائي از صميم دل
گفتگوئي با« خسرو شکيبائي»


دين يا دنيا
گفتگو با« عليرضا خمسه »

درد دلهاي يک هنرمند
گفتگو با «امين تارخ»

گفتگو باخانواده ي « حميد عليدوستي »

پاي درد دلهاي « محمود معمار »



* * *



دوستان


***
سايتهائی که می بينم :
.....
دکتر علی شريعتی
بنياد شريعتی
احمد شاملو
غلامحسين غريب و خروس‌جنگي
يدالله رويائي
صمد بهرنگی
پرويز شاپور
فروغ فرخزاد
عباس معروفی
کلاغ
ماني ها
دیگران
رضا قاسمی ( دوات )
کاپوچينو
آينه
پندار
مشاهير
گلستان
دوهفته نامه فروغ
دريچه
کتاب هفته
بزرگان ايران در جهان


***
















خارج از برنامه:

حافظه ي حجم
و پاسخ به تهي بودگي
( نامه ي سيد علي صالحي
به يد الله رويايي )

"اهورا"


هي................جو!

به بهانه ي روز شعر و ادبيات فارسي

در سرزمين قد كوتاهان

……………………… حرف هايي به بهانه ي تئاتر " من از كجا عشق از كجا "فروغ فرخزاد به روايت و كارگرداني پري صابري – تئاتر شهر آبان و آذر83


ماهي سياه كوچولو - خروس جنگي و يادي از سيروس طاهباز

1383 هنر نزد ايرانيان است و بس ! - حرفهائي به بهانه ي ( ادبيات داستاني در وب ) نشست حاشيه اي جشنواره وب

من دلم سخت گرفته است از اين ميهمانخانه ي مهمان كش روزش تاريك

فروغ فرخزاد از زاويه اي ديگر

مسيحا برزگر،دارينوش و سگ کشي

مدرن، پسامدرن و ساختارشکني

از ماست که بر ماست

احمد رضا احمدي،چلچراغ وکارنامه

شمس پرنده نبود ( به بهانه نمايش شمس پرنده خانم پري صابري









AHOORACARD
AHOORA - Yahoogroup
AHOORA - Orkut
AHOORA - Fotopages
AHOORA - Fliker





































Free counter